عزيزيم قارانــی ياز
عزيزيم قارانــی ياز

عزيزيم قارانــی ياز

آغ اوستدن قارانی ياز

هـــر دفترين باشينا

من باختی قارانی ياز

چرا بدبيني ، چرا آه و حسرت بي دليل ، چرادمبدم ناله و گلايه ازهمه چيز و همه كس ، چرا شكايت اززمين و زمان ، چرا ياس و نااميدي ، تاكي خود كوچك بيني و تحقير خويشتن ، تا كي عدم اعتماد به نفس ، تاكي عدم خود باوري ، اعتقاد به بخت و طالع يعني توقف و راكد ماندن ، اينگونه توهمات ازموانع اصلي ترقي و پيشرفت است ، انسان عاقل به زمين و زمان بدبين نمي شود ، انسان عاقل درهنگام بروز حوادث و رويدادهاي تلخ و ناگوار از نيروي عقل خود كمك مي طلبد و درجستجوي راهي براي رهايي از بن بست هاي موجود است ، انسا ن عاقل به نيروي دروني خويش و استعدادهاي ذاتي خود ايمان وافر دارد ، انسان عاقل فردي پويا و متحرك و خود باوراست و ازاعتماد به نفس قوي برخورداراست ، انسان عاقل با تفكر و انديشه خود از دل كوهها ي سرسخت عبور مي كند و به فضايي زيبا و دل انگيز دست مي يابد ، انسان عاقل با اراده آهنين و قوي خود ظلمات و تاريكي و ابهامات روزگاررا از سرراه خود برداشته و به قلل شكوفايي نور صعود مي نمايد ، دردنياي عقلا و عارفا واقعي ركود و توقف و ايستايي معني ندارد ، انسان عاقل و عارف به عاقبت و فرجام هررخدادي بادقت تام و معني دار مي نگرد و ازميان ناخالصي ها به سوي خالصي ها رو به حركت است ، درقاموس عقلا گلايه و شكايت از روزگار و زمين و زمان ، لحظه ها و ثانيه ها نمي گنجد ، عقلا و عرفا با تدابير ارزنده خود شرايط را به نفع واقعيت ها تغييرمي دهند و زمينه هاي نفوذ سياهي هارا مسدودمي سازند ، عقلاو عرفا علي رغم داشتن تواضع و فروتني با قامتي استوار درتمام عرصات عالم هستي حاضر و ناظرند ، نه تنها خويشتن را بدبخت و تيره بخت نمي دانند بلكه با اراده استوار خودرا فاتح ميادين دهر تلقي مي نمايد ، فلسفه حيات از ديدگاه عقلا و عرفا به گونه خاص ترسيم شده است دروجود عرفا و عقلا اميدواري و شور و شوق به ادامه زندگي موج مي زند . درابيات فوق نشانه هاي از ياس و نااميد مشهود است كه با منطق عقلا و عرفا مغايرت دارد .



نويسنده : علی روحی


× بستن تبليغات
× بستن تبليغات