يالقيز آغاج يالــدادی
يالقيز آغاج يالــدادی

يالقيز آغاج يالــدادی

داغـــلار اونا دالدادی

دئميرسن می آی ظاليم

گؤزلــريميز يولدادی

موج خشونت و رعب و وحشت همه جارا فرا مي گيرد . ونداي حق درگلو خفه مي شود جرات سخن گفتن و اظهارحقايق براي هيچ كس وجود ندارد ، فساد و تباهي درسرتاسر عالم هستي به اوج عليا مي رسد ، انحطاط و شقاوت چتر خودرا درهمه جاي عالم مي گستراند، امواج ظلم و ستم و جهل و خرافه پرستي از تمام جوانب برپيكره هستي درحال باريدن است ، احساسات و طغيانگري جايگزين عقول و تدابير منطقي مي گردد زياده طلبي و افزون خواهي مرفهين بي درد از اعتدال خود مي گذرد مظلومين و ستم ديدگان روز به روز به حاشيه رانده مي شوند امكان شكوفايي و بروز استعدادها وجود ندارد عقب ماندگي و ركود جايگزين ترقي و پويايي شده است ، تيره گي جاي روشنايي و نوررا مي گيرد درچنين شرايطي وظيفه ي بيداران و فعالان و دوستداران عدالت و آزادي چيست ، چه تدبيري بايد انديشه كنند جولانگاه حركتشان دركجاست از كجا بايد شروع كنند چگونه بايد به افشاگري مظالم بپردازند مامن و پناهگاهشان دركجا بايد باشد ؟ آري كوهستان مركز بيداران و مبارزين راه عشق و آزادي است ، قهرمانان معرفت و آگاهي درشرايط سخت و حساس به دامن كوههاي سربه فلك كشيده پناه مي برند دراين قيل و قال آغوش كوهستان بهترين فرصت براي خودسازي و تزكيه و تطهير نفس است دردرون صخره هاي سخت و ناهمواركوهستان گلهاي زيبا و مقاوم روئيده مي شود اين گلهاضامن مقابله با طغيانگران و مرفهين بي دردند.



نويسنده : علی روحی


× بستن تبليغات
× بستن تبليغات