يارالييام ياتمـــارام
يارالييام ياتمـــارام

يارالييام ياتمـــارام

دردی باتمان باتمانام

يارگؤنده رن بو دردی

هئچ بيردرده قاتمارام

زخم سوزنده اي تمام وجودم را احاطه كرده و خواب و آسايشم را سلب نموده ودرد عميق و ريشه دارم بدنبال مرهمي است كه بايد از آفاق بي نهايت حيات به سويم سرازيرگردد و تا با دريافت آن به شناخت ومعرفت والا دست يابم اگر كسي به اين مقام والاگام نهد گفتني هاي زيادي دردرون دارد ، اين مقال ناشي از سوزهاي مثبت دروني است كه زمينه هاي رشدوتعالي صعودي را دروجود آدمي فراهم مي سازد دراين سوز نهاني درد خاصي گنجانيده شده كه اين درد و محنت بادردها و محنت هاي معمولي قابل ارزيابي نيست ، دردي كه از ناحيه معشوق رو به باريدن است دربطن خود شادابي و نشاط ويژه اي دارد كه درقالب كربت و محنت و يا غم مطرح مي شود بيهوده نيست كه درستون پربار ادبي آورده انددردي كه يارمي فرستد با ساير دردها قابل قياس نيست دردرون درد يار رازها و حكمت هاي بيشماري نهفته است از اين اسراربايد به نحو مطلوب و شايسته ي ممكن بهره برداري شود دراين رازها پيام هاي زيبا و دلنشين حياتي وجود دارد كه درخت پربار معرفت و زندگي از آن آبياري مي گردد و از دل آن معرفت زلالي رشد نموده و شكوفه هاي آن تحول عظيمي درتمامي نهادهاي وجودي انسان ايجاد نموده و درذيل تشعشات بي نهايت آن حيات آدمي با افق هاي گسترده معرفتي سيراب شده و بانفوذ طنين امواج بيكران سازندگي درعمق دل طالب حقيقت را به مرادخود نزديك ساخته و سير صعودي ابدي را درتمامي جنبه هاي مثبت وجودي مهيا ساخته ودنياي نو توام با انديشه هاي زلال دركالبد انسانهاي مطيع محض حق پديد مي آورد.



نويسنده : علی روحی


× بستن تبليغات
× بستن تبليغات